<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علوم آبزی پروری</title>
    <link>http://www.aquaculturesciences.ir/</link>
    <description>مجله علوم آبزی پروری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی اثرات میکرو و نانوپلاستیک پلی‌استایرن بر شاخص‌های رشد و خون‌شناسی ماهی ازون‌برون (Acipenser stellatus)</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_231868.html</link>
      <description>وجود گسترده میکرو و نانوپلاستیک‌ها (MPs/NPs) در اکوسیستم‌های آبی، نگرانی‌های بسیار زیادی در مورد اثرات بالقوه آنها بر موجودات آبزی ایجاد کرده است. با این حال، اثرات MPs/NPs بر ماهیان همچنان بحث‌برانگیز است و درک جامعی در مورد چگونگی تأثیر آنها براساس طرح‌های آزمایشی وجود ندارد. در این تحقیق ماهی ازون برون با میانگین وزنی 5/47&amp;amp;plusmn;131 گرم در معرض 3 اندازه از میکروپلاستیک (با میانگین اندازه 10-1 میکرومتر) و نانوپلاستیک (با میانگین اندازه‌های 200-100 و 100-50 نانومتر) به‌همراه گروه شاهد قرار گرفت. پس از گذشت 45 روز و در پایان دوره آزمایش، با کاهش اندازه پلاستیک از میکرو به نانو شاخص‌های رشد از جمله وزن نهایی کاهش و ضریب تبدیل غذایی افزایش معنی‌داری را در بین تیمارها و همچنین در مقایسه با گروه شاهد نشان دادند (0.05&amp;amp;gt;P) ولی در شاخص بازماندگی تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری مشاهده نشد (0.05). در شاخص‌های خونی نیز اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری در تعداد گلبول قرمز (RBC)، هموگلوبین (HB)، هماتوکریت (HCT)، حجم متوسط گلبولی (MCV) و نوتروفیل ثبت شد&amp;amp;nbsp;(0.05&amp;amp;gt;P). در مجموع با توجه به نتایج این پژوهش افزودن میکروپلاستیک باعث کاهش شاخص‌های رشد از جمله وزن نهایی نسبت به گروه شاهد در ماهی ازون‌برون شد در حالی‌که افزودن نانوپلاستیک در اندازه‌های 200-100 و 100-50 نانومتر باعث ایجاد تغییرات محسوس&amp;amp;shy;تری هم در شاخص‌های رشد و هم در شاخص‌های خونی ماهی شد و نیاز به مطالعات جامعی در مورد شکل، اندازه و مواد افزودنی آزاد شده از میکرو و نانوپلاستیک‌ها می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سطوح مختلف تیمول بر پاسخ ایمنی، تغییرات خونی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی ماهی کلمه خزری (Rutilus lacustris) تحت شرایط حمل‌و‌نقل</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_232838.html</link>
      <description>فعالیت حمل و نقل ماهی در صنعت آبزی‌پروری یکی از عوامل استرس‌زا است که باعث تغییرات فیزیولوژیکی در سیستم ایمنی می‌شود. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثرات بیهوشی با سطوح مختلف تیمول (افزودن تیمول به آب با غلظت&amp;amp;shy; های 0، 25، 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر) در زمان حمل و نقل ماهیان ماهی کلمه خزری (Rutilus lacustris) دریایی و استخری بر شاخص &amp;amp;shy;های خون&amp;amp;shy; شناسی، ایمنی و ظرفیت آنتی&amp;amp;shy; اکسیدانی بود. شاخص &amp;amp;shy; های خونی مولدین دریایی و استخری (گلبول قرمز، هموگلوبین و هماتوکریت) در تیمار با غلظت بالای تیمول کاهش معنی &amp;amp;shy;دار داشت (0/05&amp;amp;gt;P) در حالی‌که دیگر فاکتورها (نوتروفیل&amp;amp;shy; ها، لنفوسیت&amp;amp;shy; ها و مونوسیت&amp;amp;shy; ها) تفاوت معنی&amp;amp;shy; دار نداشت (0/05&amp;amp;lt;P). نتایج نشان داد که با افزایش غلظت تیمول سطح کورتیزول کاهش معنی&amp;amp;shy; دار آماری (0/05&amp;amp;gt;P) و فعالیت لیزوزیم، کمپلمان و ایمونوگلوبین خون افزایش داشت. با افزودن تیمول فعالیت آنتی &amp;amp;shy;اکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز افزایش و کاتالاز و مالون دی‌آلدئید کاهش معنی&amp;amp;shy; داری داشت (0/05&amp;amp;gt;P). به‌طور&amp;amp;shy;کلی نتایج استرس حمل و نقل نشان داد که افزودن 100 میلی&amp;amp;shy; گرم در لیتر تیمول در آب باعث بهبود وضعیت ایمنی و آنتی&amp;amp;shy; اکسیدانی مولدین ماهی کلمه می&amp;amp;shy; گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تغییرات اقلیمی بر تنوع بتا گونه‌ ماهیان آب شیرین حوضه دریای خزر</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_233309.html</link>
      <description>تنوع بتا، یک شاخص تنوع زیستی است که تفاوت گونه‌ای زیستگاه‌های مختلف را توصیف می‌کند. تغییرات اقلیمی با تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود این تنوع را تحت تأثیر قرار می‌دهند. گونه‌های پژوهش حاضر از رودخانه‌های حوضه خزر نمونه‌برداری شدند. 19 متغیر زیست‌اقلیمی (سال 2000 تا 2021) از سایت worldclim به‌دست آمدند. کلیه عملیات برازش داده‌ها با توابع برنامه R انجام گرفت. هم‌خطی متغیرها با همبستگی پیرسون و تابع findCorrelation در بسته caret بررسی شد. محاسبه تنوع بتا زمان حال با ماتریس نامشابهت جاکارد و پکیج adespatial و رج‌بندی پارامترهای زیست‌اقلیمی و تنوع بتا با آنالیز افزونگی (RDA) و پکیج vegan انجام شد. تبدیل مختصات حضور گونه‌ها به داده‌های صفر و یک از طریق ماتریس وزن‌دهی فضایی (SWM) با تابع gabrielneigh انجام گردید. انتخاب بهترین GCM برای پیش‌بینی پارامترهای اقلیمی آینده از طریق برنامه تحت وب GCMeval انجام گردید. حضور ماهی‌ها در آینده با توزیع گونه‌های مشترک (JSDM) مدل‌سازی شد. داده‌های پیوسته احتمال حضور آینده، آستانه‌سازی و داده‌های صفر و یک ایجاد شده برای پیش‌بینی تنوع بتا آینده استفاده شدند. در نهایت تنوع بتا آینده تحت سه سناریو ssp126 (خوش‌بینانه)، ssp245 (میانی) و ssp585 (بدبینانه) در سه دوره زمانی از 2021 تا 2080 به‌دست آمد. نتایج نشان داد که وضعیت فعلی تنوع بتا در حوضه خزر نامطلوب بوده و روند کاهشی آن در آینده ادامه دارد. اثر پارامترهای زیست‌اقلیمی بر تنوع بتا معنی‌دار نبود و احتمالاً عوامل دیگری در آن تأثیرگذار بوده است. وضعیت نامناسب تنوع بتا این حوضه لزوم سیاست‌های حفاظتی و مدیریت پایدار منابع را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کشت ماهی شیربت (Arabibarbus grypus) با کپور معمولی (Cyprinus carpio) و کپور علفخوار (Ctenopharyngodon idella) و بررسی کارایی غذایی با جیره اختصاصی پیشنهادی</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_232380.html</link>
      <description>در بررسی کارایی تعذیه ماهی شیربت (Arabibarbus grypus) با استفاده از جیره&amp;amp;shy; رایج کپورمعمولی و جیره اختصاصی پیشنهادی و همچنین بررسی کشت تک &amp;amp;shy;گونه &amp;amp;shy;ای و توأم در عملکردهای همزیستی آن در کنار گونه ‌‌های پرورشی اصلی دیگر (کپور معمولی و کپور علفخوار)، بخش اول بررسی کشت توأم و نحوه همزیستی و رقابت این ماهی در رشد و کارایی خوراک یکسان با دو گونه اصلی تغذیه کننده در استخر‌های پرورشی بود؛ که شامل ۱ گروه شاهد، ۲ گروه شاهد مثبت، ۱ گروه شاهد منفی و ۳ تیمار با تغذیه جیره رایج کپور معمولی در ایران بوده است. بخش دوم جیره‌ پیشنهادی که به‌طور اختصاصی برای کشت تک‌گونه ماهی شیربت طراحی شده بود (پروتئین 30 درصد، چربی 8/5 درصد و...)، با ۱ گروه شاهد و ۱ تیمار بررسی شد. ماهی&amp;amp;shy;ها به‌مدت 6 هفته مورد تغذیه و بررسی قرار گرفتند. در پرورش توأم با جیره ماهی کپور معمولی، ماهی&amp;amp;shy; های شیربت در تمام گروه &amp;amp;shy;ها نرخ رشد بهتری داشتند. بهترین ضریب ‌تبدیل غذایی در گروه شاهد 1 (کپور معمولی) (05/0&amp;amp;plusmn;19/1) مشاهده شد. بررسی جیره پیشنهادی اختصاصی ماهی شیربت نسبت به تغذیه با جیره کپور معمولی، از ضریب تبدیل بهتری برخوردار بود و میانگین نرخ رشد روزانه ماهی &amp;amp;shy;ها 0/8&amp;amp;plusmn;1/97 گرم در روز، ضریب تبدیل غذایی (FCR) 0/10&amp;amp;plusmn;1/21 و وزن نهایی 0/46&amp;amp;plusmn;140/3گرم بود. بررسی نتایج رابطه طول-وزن ماهی شیربت نشان داد که جیره&amp;amp;shy; پیشنهادی اختصاصی عملکرد بهتر نسبت به گروه شاهد داشتند و رشد از آلومتریک منفی به سمت ایزومتریک مثبت حرکت کرده است. نتایج نشان دادند که ماهی شیربت از نظر کارایی&amp;amp;shy; های خوراک در سیستم&amp;amp;shy; پرورش عملکرد مناسبی داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تعیین منبع میکروپلاستیک‌ها در چهار گونه ماهی از مصب رودخانه سفیدرود، ایران</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_232381.html</link>
      <description>آلودگی میکروپلاستیک یک تهدید نوظهور و فراگیر برای اکوسیستم‌های آبی جهان است. مصب سفیدرود، یکی از مهم‌ترین ورودی‌های آب شیرین و آلاینده‌ها به جنوب دریای خزر است. این پژوهش با هدف بررسی فراوانی، توزیع و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی &amp;amp;nbsp;میکروپلاستیک‌ها در دستگاه گوارش چهار گونه ماهی (به تعداد 13 نمونه ماهی) با آَشیان‌های اکولوژیک متفاوت (Alburnus chalcoides، Neogobius melanostomus، Rutilus frisii &amp;amp;nbsp;و Chelon saliens) در پاییز 1403 به‌طور هدفمند انجام شد. دستگاه گوارش نمونه‌ها پس از هضم شیمیایی باKOH&amp;amp;nbsp; مورد جداسازی قرار گرفت و ذرات میکروپلاستیک استخراج شده شمارش و براساس مشخصات فیزیکی دسته‌بندی شدند. ترکیب پلیمری زیرمجموعه‌ای از ذرات با استفاده از طیف‌سنجی FTIR شناسایی گردید. نتایج نشان داد که تمام گونه‌ها به میکروپلاستیک آلوده بودند و بیشترین فراوانی در گاوماهی (N. melanostomus) با میانگین 0/6&amp;amp;plusmn;3/21 ذره به‌ازای هر فرد مشاهده شد. الیاف، شکل غالب در اکثر گونه‌ها بودند، اما گونه‌های کفزی &amp;amp;nbsp;N. melanostomus و C. saliens تنوع بیشتری از قطعات و فیلم‌ها را نشان دادند. تفاوت‌ بارزی در ترکیب پلیمری بین گونه‌‌ها مشاهده شد. پلی‌اتیلن (PE) تنها در A. chalcoides، پلی‌اتیلن ترفتالات (PET) منحصراً در R. frisii، و پلی‌آمید (PA) تنها در گونه N. melanostomus شناسایی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که آشیان اکولوژیک و استراتژی تغذیه ماهی، مسیرهای اصلی مواجهه با میکروپلاستیک را تعیین می‌کند و منجر به پروفایل‌های آلودگی خاص-گونه می‌شود. ماهیان این اکوسیستم می‌توانند به‌عنوان شاخص‌های زیستی مؤثر برای ردیابی منابع مختلف آلودگی عمل کنند. این مطالعه بر لزوم اجرای اقدامات مدیریتی فوری و هدفمند برای کاهش ورود پلاستیک به این اکوسیستم حیاتی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات مکمل‌های تغذیه‌ای جلبک اسپیرولینا و رنگدانه آستازانتین بر عملکرد رشد، بازماندگی و شاخص‌های رنگ درماهی گوپی (Poecilia reticulata)</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_232358.html</link>
      <description>ماهی گوپی (Poecilia reticulata) یکی از محبوب‌ترین گونه‌های زینتی آب شیرین است که به‌دلیل زیبایی رنگ، سهولت تکثیر و ارزش اقتصادی بالا، مورد توجه صنعت آبزی‌پروری قرار دارد. رنگ پوست این گونه تا حد زیادی تحت تأثیر رژیم غذایی و میزان دریافت کاروتنوئیدها قرار می‌گیرد. در این مطالعه، اثرات دو مکمل غذایی شامل جلبک اسپیرولینا (Arthrospira platensis) و رنگدانه کاروتنوئیدی آستازانتین بر شاخص‌های رشد، بازماندگی و پارامترهای رنگ‌سنجی پوست ماهی گوپی بررسی شد. بدین‌منظور، تعداد 90 قطعه ماهی گوپی نر در سه تیمار تغذیه‌ای شاهد، تیمار تغذیه‌ای اسپیرولینا حاوی ۵% اسپیرولینا و تیمار تغذیه‌ای آستازانتین حاوی 01/0 درصدآستازانتین، هر تیمار در سه تکرار، به‌مدت ۹۰ روز تغذیه شدند. نتایج نشان داد تیمار اسپیرولینا بالاترین میزان افزایش وزن (۲۸۰ میلی‌گرم معادل ۱۶۵%)، بهترین ضریب تبدیل غذایی (1/5) و بالاترین نرخ بقا (۸۰%) را داشت. در مقابل، برای تیمار آستازانتین بیشترین شاخص قرمزی (a*) به ثبت رسید، در حالی‌که شاخص زردی (b*) بین دو تیمار آستازانتین و اسپیرولینا تقریباً مشابه و بالاتر از شاهد بود. آزمون ANOVA اختلاف معنی‌داری بین تیمارها از نظر وزن نهایی، طول کل، فاکتور وضعیت، ضریب تبدیل غذایی و پارامترهای رنگ نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P). به‌طور کلی، نتایج این تحقیق بیانگر نقش مؤثر اسپیرولینا در بهبود رشد و بقا و تأثیر آستازانتین در افزایش شدت رنگ قرمز پوست ماهی گوپی است که می‌تواند در بهینه‌سازی تغذیه و ارتقاء کیفیت ظاهری ماهیان زینتی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیست‌شناسی شیرونومیده Chironomus riparius تصفیه‌خانه آب شرب سنندج با هدف کنترل جمعیت آن</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_237097.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به‌منظور بررسی ویژگی &amp;amp;shy;های زیست‌شناسی&amp;amp;nbsp;C. riparius برای کنترل شیرونومیده در تصفیه‌خانه و پرورش انبوه انجام شد. پرورش لارو&amp;amp;nbsp;C. riparius در شرایط استاندارد و تا زمان کامل شدن چرخه زندگی آن ادامه یافت. برای بررسی اثر دما تیمارهای دمایی 10، 15، 20، 25 و 30 درجه سانتی‌گراد آزمایش شد. نتایج مطالعه نشان داد حداقل دمای آستانه رشد C. riparius، 4 و حداکثر آن دمای 25 درجه سانتی‌گراد است و در دمای 30 درجه رشد لاروها کاهش می‌یابد. تیمارهای 25 درجه سانتی‌گراد با مقدار 0/07&amp;amp;plusmn;0/38 حداکثر مقدار رشد روزانه و زیست‌توده را به‌خود اختصاص دادند، اما حالت مطلوب رشد و بقا با هم در روند تکامل چرخه زندگی&amp;amp;nbsp;C. riparius دمای 18/70 درجه سانتی‌گراد بود. مقادیر روزدرجه برای اینستارهای 1، 2، 3 و 4 لارو به‌ترتیب شامل: 132&amp;amp;plusmn;106، 86&amp;amp;plusmn;248، 170&amp;amp;plusmn; 397 و 153&amp;amp;plusmn;528 روز در دمای 70/18 درجه سانتی‌گراد و 235&amp;amp;plusmn;498 روز برای شفیره &amp;amp;shy;گی ثبت شد. بخش دوم آزمایش براساس نتایج مرحله اول، دمای 25 درجه سانتی‌گراد برای بررسی بهترین غذا برای رشد و پرورش انتخاب شد. نتایج حاصل از پرورش لاروهای&amp;amp;nbsp;C. riparius با 7 جیره&amp;amp;shy; غذایی (کود مرغی، کود کبوتر، کود گوسفندی، زرده تخم مرغ، غذای ماهی، مخمر، پودر شیرخشک) و شاهد نشان داد که تفاوت نرخ رشد بین تیمارهای مختلف غذایی معنی&amp;amp;shy;دار بود (0/05&amp;amp;le;P) به‌طوری&amp;amp;shy;که بیشترین در تیمار غذای ماهی و کمترین در تیمار شیر خشک به‌دست آمد. براساس نتایج، برای پرورش نتایج رشد و اقتصادی بودن تأمین کودهای گوسفندی و مرغی استفاده از این دو تیمار نیز در پرورش انبوه پیشنهاد می&amp;amp;shy; شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی فعالیت ضد میکروبی پرو-هپسیدین نوترکیب ماهی قرمز (Carassius auratus) علیه باکتری‌های گرم مثبت و منفی</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_238434.html</link>
      <description>افزایش روزافزون مقاومت آنتی‌بیوتیکی در باکتری‌های بیماری‌زا، ضرورت شناسایی و توسعه ترکیبات ضدمیکروبی جایگزین را بیش از پیش آشکار ساخته است. پپتیدهای ضد میکروبی، از جمله هپسیدین، به‌عنوان اجزای مهم ایمنی ذاتی مهره‌داران، گزینه‌ای امیدبخش در این زمینه محسوب می‌شوند. هدف از مطالعه حاضر، تولید پرو-هپسیدین نوترکیب ماهی قرمز (auratusCarassius&amp;amp;nbsp;) و ارزیابی فعالیت ضد باکتریایی آن علیه برخی باکتری‌های گرم مثبت و منفی بود. بدین‌منظور، توالی کامل ژن پرو-هپسیدین استخراج، پس از بهینه‌سازی کدونی و الحاق برچسب هیستیدینی، در وکتور بیانی pET28a کلون و در باکتری Rosetta (BL21) Escherichia coli بیان شد. پروتئین نوترکیب پس از خالص‌سازی، از نظر فعالیت ضد میکروبی علیه باکتری گرم منفی (Salmonella enterica) و گرم مثبت (Staphylococcus aureus و Lactococcus garvieae) با استفاده از روش انتشار دیسک و تعیین حداقل غلظت بازدارنده (MIC) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که پرو-هپسیدین نوترکیب دارای اثر مهاری قابل توجهی علیه هر سه باکتری است؛ حداقل دوز کشنده (MIC) مربوط به پرو-هپسیدین نوترکیب برای S. enterica، S. aureus و&amp;amp;nbsp;garvieae .L به‌ترتیب 50 ،25 و 25 میکروگرم بر میلی لیتر بود. همچنین، تشکیل هاله‌های عدم رشد معنی‌دار در آزمون انتشار دیسک، حتی در مواردی که باکتری‌ها نسبت به برخی آنتی‌بیوتیک‌های رایج مقاومت نشان دادند، بیانگر توان ضد باکتریایی بالای این پپتید بود. در مجموع، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که پرو-هپسیدین نوترکیب ماهی قرمز از طیف وسیعی از فعالیت ضد میکروبی برخوردار است و می‌تواند به‌عنوان یک کاندیدای بالقوه برای توسعه عوامل ضد میکروبی جدید و جایگزین آنتی‌بیوتیک‌ها، به‌ویژه در حوزه پزشکی و آبزی‌پروری، مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارایی محلول مبتنی بر هیپوکلرواسید (سنیتایزون) علیه بار میکروبی در استخرهای پرورش ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss)</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_242919.html</link>
      <description>کنترل همزمان باکتری‌ ها و قارچ ‌های مضر و بیماری‌‌زا در آبزی‌‌پروری یک چالش مهم است. این مطالعه به بررسی اثربخشی ضد میکروبی محلول سنیتایزون مبتنی بر هیپوکلرواسید (HOCL) بر روی جمعیت‌های باکتریایی و قارچی آب و همچنین ارزیابی ایمنی آن برای ماهی‌ها پرداخته است. آزمایش در یک مزرعه پرورش ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان انجام شد. تیمارها در سه غلظت 50، 100 و 150 ppm از محلول HOCL اعمال گردید. نمونه‌های آب قبل از تیمار و در فواصل زمانی 2، 5 و 10 دقیقه پس از تیمار برای شمارش کل باکتری‌های زنده و قارچ‌ها جمع‌آوری شد. رفتار و تلفات ماهی‌ها به‌‌مدت 24 ساعت تحت نظر بود. غلظت‌های 50 و 100 ppm از HOCLمنجر به کاهش تعداد باکتری‌ها و قارچ &amp;amp;shy;های قابل کشت در آب در مدت زمان 2 ، 5 و 10 دقیقه شدند. در این دو غلظت، کاهش قابل توجهی در جمعیت باکتریایی مشاهده شد، اما حذف کامل صورت نگرفت. این کاهش&amp;amp;shy; ها در هر زمان و رقت نسبت به زمان و رقت قبلی معنی‌دار بود. غلظت ppm 150 در تمام زمان &amp;amp;shy;های مورد بررسی منجر به کاهش شدید و نزدیک به صفر شدن تعداد کلونی‌های قارچی و باکتریایی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که محلول تجاری سنیتایزون م ی&amp;amp;shy;تواند ضمن حفظ سلامت ماهی، یک ضدعفونی‌کننده فراگیر، سریع و مؤثر علیه باکتری‌ها و قارچ‌ها در آب استخرهای پرورش ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان باشد. سمیت پایین این ماده برای ماهی‌ها، آن را به گزینه‌ای ایمن و عملی برای استفاده در صنعت آبزی‌پروری تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیر پربیوتیک‌های تجاری Ultera A-max و Liquid Celmanax بر عملکرد‌های رشد، شاخص‌های بیوشیمیایی عصاره بدن و مدت زمان زنده‌مانی در برابر تنش‌های محیطی در بچه‌ماهیان آمور (Ctenopharyngodon idella Linnaeus, 1758 )</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_242920.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با جهت بررسی تأثیر دو پربیوتیک تجاری ایمکس اولترا و سلماناکس مایع بر پارامترهای رشد، شاخص‌های بیوشیمیایی عصاره بدن و مدت زمان زنده‌مانی نوزادان ماهی آمور در برابر استرس‌های محیطی انجام شد. بدین‌منظور تعداد 1200 نوزادان ماهی آمور با میانگین وزن اولیه 12/10&amp;amp;plusmn;625/15 میلی‌گرم (انحراف معیار&amp;amp;plusmn; میانگین) تهیه و به آزمایشگاه منتقل شدند. نوزادان ماهی به مدت یک هفته در محیط آزمایشگاه با شرایط جدید سازگار شدند. سپس نوزادان ماهی در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار آزمایشی و یک گروه شاهد (فاقد پری بیوتیک) در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه سطح از پری&amp;amp;shy;بیوتیک ایمکس اولترا (1، 2 و 3 گرم بر کیلوگرم) به‌ترتیب تحت عناوین A1، A2 و A3 و سه سطح از پری&amp;amp;shy;بیوتیک سلماناکس مایع (1، 2 و 3 میلی‌لیتر بر کیلوگرم) به‌ترتیب تحت عناوین C1، C2 و C3 با سه تکرار برای هر تیمار&amp;amp;nbsp; طراحی شده و در 21 مخزن مدور از جنس پلی‌اتیلن با حجم آبگیری 25 لیتر با تراکم 50 قطعه بچه‌ماهی در هر مخزن به‌مدت 45 روز با جیره‌های آزمایشی تغذیه شدند. نتایج نشان داد استفاده از محصولات تجاری ایمکس اولترا و سلماناکس مایع باعث افزایش معنی‌داری در پارامترهای رشد ماهیان در تیمارهای آزمایشی به‌خصوص در سطح 3 گرم در هر کیلوگرم از پربیوتیک ایمکس اولترا در مقایسه با تیمار شاهد گردید (P&amp;amp;lt;0.05). همچنین شاخص‌های بیوشیمیایی عصاره بدن شامل پروتئین تام، گلوکز، AST و ALT نیز در تیمارهای آزمایشی حاوی پربیوتیک در مقایسه با تیمار شاهد اختلاف معنی‌داری نشان دادند.&amp;amp;nbsp; مدت‌زمان زنده‌مانی بچه‌ماهیان در برابر استرس‌های محیطی نیز در تمام تیمارهای تحت تأثیر پربیوتیک بالاتر از گروه شاهد بود. همچنین میزان مقاومت و مدت زنده‌مانی نوزادان ماهی در مقابله با استرس‌های pH اسیدی، بازی، دما&amp;amp;nbsp; و آمونیاک در تیمارهای آزمایشی در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی‌داری داشت (P&amp;amp;lt;0.05).&amp;amp;nbsp;براساس نتایج این تحقیق، پری&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;بیوتیک ایمکس اولترا با دارا بودن&amp;amp;nbsp; اولیگوساکارید مانان (MOS) به‌دست آمده از دیواره سلولی مخمر نانوایی (Saccharomyces cerevisiae) با افزودن 1 تا 3 گرم از آن در مقایسه با سطوح مشابه از پری&amp;amp;shy;بیوتیک سلماناکس مایع به‌دست آمده از فرآیند هیدرولیز آنزیمی دیواره مخمر نانوایی با دارا بودن بتا گلوکان و اولیگوساکارید مانان، به جیره غذایی نوزادان بچه‌ماهیان آمور باعث بهبود پارامترهای رشد، شاخص‌های بیوشیمیایی عصاره بدن و مدت ‌زمان مقاومت در برابر استرس‌های محیطی شده و به‌عنوان یک مکمل پری&amp;amp;shy;بیوتیکی در پرورش اولیه این ماهی پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر جیره غذایی حاوی پودر گیاه گلدر (Otostegia persica) بر کیفیت فیله ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) طی نگهداری در یخچال</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_243339.html</link>
      <description>هدف این مطالعه بررسی تأثیر جیره حاوی پودر گیاه گلدر (Otostegia persica) بر کیفیت فیله کپور معمولی (Cyprinus carpio) طی نگهداری در یخچال (4 درجه سانتی‌گراد) می&amp;amp;shy; باشد. بدین‌منظور ماهیان با میانگین وزنی 12&amp;amp;plusmn;28/32 گرم در آکواریوم‌ها با تراکم 15 عدد ماهی توزیع و طی مدت 45 روز با جیره غذایی حاوی صفر، 0/5، 1 و 1/5 درصد پودر گیاه گلدر مورد تغذیه قرار گرفتند. در انتهای دوره آزمایش ماهیان صید، سپس فیله و فراسنجه‌های شیمیایی )پراکسید (PV)، تیوبار بیتوریک اسید (TBA) و مجموع ترکیبات ازته فرار (TVB-N) و میکروبی (باکتری‌های کل (TVC) و باکتری‌های سرماگرا (PTC)) در روزهای صفر، 3، 6، 9 و 12 طی نگهداری در یخچال اندازه‌گیری گردیدند. نتایج نشان داد که میزان پراکسید (PV)، تیوباربیتوتیک اسید (TBA) و مجموع ترکیبات ازته فرار (TVB-N) در تیمارهای مختلف تفاوت معنی‌داری نداشتند (0/05). بار میکروبی (TVC وPTC ) تیمارها طی نگهداری در یخچال افزایش یافت اما تفاوت معنی‌داری بین تیمار شاهد و تیمارهای حاوی پودر گیاه گلدر مشاهده نگردید. با توجه به نتایج این پژوهش، می&amp;amp;shy;&amp;amp;nbsp; توان نتیجه‌گیری کرد که جیره حاوی پودر گیاه گلدر تأثیری در کیفیت فیله کپور معمولی طی نگهداری در یخچال ندارد. بنابراین زمان ماندگاری تمامی تیمارها یکسان و 9 روز طی نگهداری در یخچال می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین حقابه زیست&amp;rlm; محیطی برای حفظ زیستگاه‌های کلیدی ماهیان تجاری با مدل‌سازی اکوهیدرولیکی و شبیه &amp;rlm;سازی زیستگاه، مطالعه‌ موردی: رودخانه چالوس‌رود</title>
      <link>http://www.aquaculturesciences.ir/article_243600.html</link>
      <description>تأمین نیاز آبی زیست‌محیطی رودخانه‌ها، به‌ویژه در حوضه‌های تحت فشار برداشت آب، نقشی کلیدی در پایداری ذخایر آبزیان و سلامت اکوسیستم‌های وابسته ایفا می‌کند. رودخانه چالوس‌رود، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رودخانه‌های منتهی به دریای خزر، زیستگاه گونه‌های اقتصادی با ارزشی نظیر ماهی سفید (Rutilus frisii) و قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss) است که در سال‌های اخیر با کاهش جریان پایه مواجه شده است. هدف این پژوهش، تعیین رژیم جریان اکولوژیک بهینه برای حفظ زیستگاه‌های کلیدی ماهیان تجاری با استفاده از یک رویکرد تطبیقی اکوهیدرولیکی بود. بدین‌منظور، پنج روش متداول و پیشرفته برآورد نیاز آبی زیست‌محیطی شامل روش‌های هیدرولوژیکی (Tennant، منحنی تداوم جریان، جریان پایه آبزیان) و روش&amp;amp;rlm;های اکوهیدرولیکی (محیط خیس‌شده و مدل شبیه‌سازی زیستگاه فیزیکی یا PHABSIM) براساس داده‌های هیدرولوژیکی ۴۵ ساله و مطالعات میدانی دقیق در ۱۲ بازه از رودخانه به‌کار گرفته شد. نتایج نشان داد روش‌های هیدرولوژیکی ساده با ارائه مقادیر 34/0 تا 13/15 مترمکعب بر ثانیه، توانایی لازم برای حفاظت از زیستگاه گونه‌های ماهی را ندارند. روش محیط خیس‌شده نیز دامنه‌ای وسیع (1/7 تا 8/88 مترمکعب بر ثانیه) را نشان داد که وابستگی شدید نیاز آبی به ریخت‌شناسی مقاطع رودخانه را آشکار ساخت. در مقابل، مدل PHABSIM به‌عنوان دقیق‌ترین روش، یک رژیم جریان پویا و گونه محور را مشخص نمود. به‌طور مثال، حفظ حداقل 85 درصد از زیستگاه مطلوب ماهی سفید در مرحله تخم‌ریزی مستلزم تأمین دبی حدود 7/5 مترمکعب بر ثانیه در پایین‌دست رودخانه است. میانگین نیاز آبی برآوردشده توسط این مدل برای کل رودخانه حدود 4/8 مترمکعب بر ثانیه برآورد شد. یافته‌ها نشان می‌دهد نیاز آبی زیست‌محیطی یک مقدار ثابت نیست، بلکه یک رژیم جریان وابسته به گونه و فصل است. تلفیق مدل  PHABSIMبا روش محیط خیس‌شده به‌عنوان چارچوبی علمی و کاربردی برای تعیین حقابه اکولوژیک رودخانه‌های دارای ارزش شیلاتی بالا توصیه می &amp;amp;rlm;شود. نتایج همچنین هشدار می‌دهد که جریان فعلی رودخانه در بسیاری از فصول، به‌ویژه تابستان، پایین‌تر از حداقل‌های مورد نیاز زیستگاه‌های ماهیان تجاری است و بازنگری فوری در برنامه‌های تخصیص آب را ضروری می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
